X
تبلیغات
زولا

نویسنده: مسعود
تاریخ: جمعه 30 تیر 1391 ساعت: 09:48 ب.ظ

حوای من 


انگار آدمیت مرده


انگار حتی خاکستر 


آدمِـــــــــــــیت بر جایی نمانده


حوای من 


این بشر ها هیچ یک 


آدم تو نیستند 


آدم تو قرن هاست که محو شده


ای حوا اگر آدم ات نباشد


پس تو هم نیستی


و آنگاه که شما دو تن نباشید 


بی شک ما بشرات نیز نخواهیم بود .


"من به آمار زمین مشکوکم"


نه شکی وجود ندارد


انگار، نه بی شک; خالق 


تنهایی اش را نیز در روح ما دمیده


از کجا میدانی شاید 


آدم برای شروع تنهای اش سیب را خورد


شاید همین تنهایی عامل 


قاتل بودن قابیل و 


مغتول شدن هابیل باشد 


انگاری داستان از همان ابتدا اشتباه بوده




درباره من
ای توئی که مدتی ست با منی و آن که تازه بر این کلبه واژه پای نهادی قرار نوشتن واژه هایی از جنس امید است و برداشت شما خواننده محترم می تواند تا آسمان هفتم تفکرتان باشد
آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان : 25060
RSS