نویسنده: مسعود
تاریخ: دوشنبه 27 آذر 1391 ساعت: 03:01 ب.ظ

باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد . آن قدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد . به چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد.


من او را دوست داشتم - آنا گاوالدا



درباره من
ای توئی که مدتی ست با منی و آن که تازه بر این کلبه واژه پای نهادی قرار نوشتن واژه هایی از جنس امید است و برداشت شما خواننده محترم می تواند تا آسمان هفتم تفکرتان باشد
آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان : 25380
RSS