X
تبلیغات
زولا

نویسنده: مسعود
تاریخ: پنج‌شنبه 29 مرداد 1394 ساعت: 11:31 ب.ظ

امشب یک اتفاق خیلی خوب افتاد  

داستان از این قرار که  بنده حقیر از اونجایی شدیدا علاقه خاصی به مجموعه هنر دارم و بخصوص نقاشی

چند وقتی میشه حدودا شش ماه که دنبال  یک نفر نقاش خوش ذوق می گشتم که این تصویر بکشه و این جستجو از شهر خودمون تا تهران حتی کشیده شد. البته به قول گفتنی آب در کوزه و ماه گرد جهان می گشتیم

من یک دختر دایی پریشون حال دارم که در حال تحصیل در رشته گرافیک و البته منظور دوره متوسطه هست . با افت و خیری که پیش ما اتفاق افتاد  و دیدن نمونه کارهاش بهش توصیه کردم  که کارشو جدی بگیره چرا که واقعا استعداد شو داره

امشب اون تصویر کشیده شد و توی دستام بود و من خیلی خوشحالم

سپردمش واسه قاب گرفتن و در اولین فرصت عکس قاب گرفته شده شو اینجا میذارم 


مرسی دختر دایی واقعا مرررررررررررررررررررسی



درباره من
ای توئی که مدتی ست با منی و آن که تازه بر این کلبه واژه پای نهادی قرار نوشتن واژه هایی از جنس امید است و برداشت شما خواننده محترم می تواند تا آسمان هفتم تفکرتان باشد
آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان : 25060
RSS