نویسنده: مسعود
تاریخ: سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1397 ساعت: 08:07 ب.ظ

امروز بعد اتمام کار و به نتیجه نرسیدن،  باز هم حس آشنای دقیقه 90 ای بودن بهم دست داد 

نمیدونم چرا من دقیقه نودی هستم توی همه کارها تقریبا بخصوص در امور  کاری 

مسلما عیب هاش بیشتر از مزایاش هست .  خیلی دوست دارم که اینطور نباشه ، زیاد سعی هم کردم اما تابحال که موفق نشدم 

یکی از بزرگترین معایب دقیقه نود اینکه به تمام وجودت نبود وقت حس میکنی و این خیلی آزار دهنده میتونه باشه ، تصور کنید که شما مثلا  از  راه رفتن مورچه روی بدنتون بدتون بیاد، نبود وقت در دقیقه نود هم به این شکله ، یعنی گذر تک تک ثانیه ها مثل قدم زدن آهسته مورچه ( البته در مقایس با قدم های ما ، نه که ما همه چی رو از دیدگاه شخص خودمون مقایسه میکنیم )  روی بدن و چه بسا ذهن و اعصاب مبارک هست 

عیب دیگه فشار روحی و خستگی ناشی از اون هست، مثل محیط های کاری که مسئول نسبتا محترم  و چه بسا نامحترم (در اکثر اوقات) به شما فشار میاره که چرا کار نتیجه نگرفته، حالا هر چی هم توجیح و توضیح هم بیاری باعث نقض اینکه شما ادم دقیقه نودی هستی ، نمیشه 

اما از مزایا این حالت میشه به این اشاره کرد که ذهنتون بصورت ناباورانه ای آمادگی هر گونه جرقه رو داره ، به این شکل که چهره بصورت پر واضحی گویا این موضوعه که شما مستاصل هستی اما یکهو راه حلی به ذهنتون خطور میکنه که در حالت عادی اگر ساعتها هم فسفر بسوزنید اون راه حل پیدا نمیشه 

مزیت بعدی اینکه چون شما دوری از نتیجه، بصورت ناخودآگاه سرعت عملکردتون افزایش پیدا میکنه ، و این سرعت عاملی خیلی جالبی هست در این شرایط 

این خصوصیت دقیقه 90 ای من هم برام جالب و هم نگران کننده است، و شاید از نظر خیلی ها بیشتر نگران کننده باشه اما مهم اینکه به نتیجه برسی 


برچسب‌ها: احوالات درونی
درباره من
ای توئی که مدتی ست با منی و آن که تازه بر این کلبه واژه پای نهادی قرار نوشتن واژه هایی از جنس امید است و برداشت شما خواننده محترم می تواند تا آسمان هفتم تفکرتان باشد
آرشیو

تعداد بازدیدکنندگان : 25380
RSS